خرید بک لینک

خبر این بود که قرار بود به زودی دفاع کنم... اما نتونستم! نرسیدم به تاریخی که استاد مشخص کرده بود...

کم پیش میاد نرسم به deadline ها... ولی این بار نرسیدم... اون هم چه دفعه ای!

حدود 6، 7 روز رو با استرس گذروندم، یکی دو شب کابوسش رو هم دیدم... به خاطر سرعت از کیفیت داشت کم میشد. خسته شدم و هر چی سعی کردم طبق برنامه فشرده ای که ریختم پیش برم نشد. تا اینکه چند روز پیش با خودم کنار اومدم... گفتم یا میشه یا نمیشه دیگه، این همه نگرانی نداره و یکم سرعتم رو کم کردم. الان مطمئنم نمیتونم سر تاریخ مشخص شده دفاع کنم ولی حالم بهتره! استرس ندارم و آروم تر پیش میرم و کیفیت پایان نامه ام داره برمیگرده به چیزی که دلم میخواد.

قاعدتا شکست حس خوبی نیست! نمیدونم اسمش رو بذارم شکست یا نه ولی به هر حال به خواسته ام نرسیدم. اما من تمام سعی ام رو کردم و به همین خاطر حس بدی به خودم ندارم. دوباره تلاش میکنم تا زودتر تمومش کنم.

بالاخره دفاع میکنم :)

+ نوشته شده در یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹ ساعت 14:32 توسط یاسی |

برچسب: نویسنده: باربد نعمتی تاريخ: جمعه 15 اسفند 1399 ساعت: 15:49

صفحه بندی