میدونست بهترین آدم و بی خطا نیست اما بعیدمیدونست این شرایط هم حقش باشد.
او نهایت سعی اش رعایت احترام و انسانیت بود.
اما گاهی رفتار هایی میدید که به خودش شک میکرد که نکند دارد اشتباه سعی میکند و در راستای هدفش نیست.
اما کاش بی تعارف به دخترک میگفتند کاش این بار به جای تعریف های الکی او را خنگ فرض کرده و تمام نظرشان را مستقیم و به خود تو میگفتند.
جواب ندادن ها، بی محلی کردن ها این ها روش درست ابراز عدم علاقه برای ایجاد رابطه است؟
دخترک قبول دارد هر دو آدمی نباید لزوما رابطه ی اجتماعی موفقی با هم برقرار کنند اما آیا راه قطع این رابطه توهین است؟
از چه میترسیدند که به دخترک نمیگفتند که وقت ما را نگیر، مزاحم ما نشو.
دخترک میگفت: باور کنید گفتن محترمانه اینکه وقت من برایم ارزشمند تر از صحبت با دخترکی مثل تو است کاری بسیار راحت تر از تحمل های سخت و طاقت فرسا و خواندن ها و نوشتن های به زور است.
تحت هر عنوانی هم که میخواهد، باشد این رابطه، کسی مجبور به تحمل کسی نیست پس بیتعارف باشین باهم عمر ما گرانبها تر از اینطور هدر رفتن هاست...من به شخصه اگر دوست نداری با من در ارتباط باشی و رک بهم بگی نه تنها ناراحت نمیشم بلکه ممنونت هم میشم
برچسب: قصة عشق,قصه های جزیره,قصة مسلسل نص يوم,قصه سرا,قصه کودکانه,قصه های مجید,قصه ها,قصه شب,قصة حب,قصة مسلسل القيصر,
نویسنده: باربد نعمتی