سلام دوستان، امیدوارم حالتون خوب باشه.
امروز میخوام باهاتون شعری از هوشنگ ابتهاج رو به اشتراک بذارم...که البته خودم تایپش کردم
امیدوارم دوست داشته باشین.
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل هر کجا نامه عشق است نشان من و توست
سایه زاتشکده ماست فروغ مه و مهر وه از این آتش روشن که به جان من و توست